![]() |
![]() |
|
| دل گرم به اینم که یکی یادم کنه |
|
امــــروز بهای هیزم و عــــود یکیست بر چشم جهان خلیل و نمرود یکیست بر گــوش کسانی کـــه در این ایامند آواز خــــــر و نغمــــــه داود یکیست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/03/18ساعت 12:52 توسط فردین |
|
|
خنده بر لب مي زنم تا كس نداند حال من ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/03/08ساعت 7:40 توسط فردین |
|
|
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت مست گفت این پیراهن است افسار نیست گفت مستی زان سبب افتان وخیزان می روی گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست گفت می باید ترا تا خانه ی قاضی برم گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست گفت نزدیک است والی راسرای آنجا شویم گفت والی از کجا در خانه ی خمار نیست گفت تا داروغه راگوییم درمسجد بخواب گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست گفت از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم گفت پوسیدست جز نقشی ز تار و پود نیست گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست گفت می بسیار خوردی زان چنان بیخود شدی گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست گفت باید حد زند هوشیار مردم مست را گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/02/27ساعت 20:12 توسط فردین |
|
|
سخت ترين ديدار ديدار اوني كه به جاي همه عشقي كه بهش دادي يه قلب زخمي برات به يادگار بزاره و تو نگاش كني و باز مثل روز اول دلت بلرزه و حس كني هنوزم دوستش داري
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/02/27ساعت 19:47 توسط فردین |
|
|
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/24ساعت 7:20 توسط فردین |
|
|
میخانه ها را وا کنید ای باده خواران باده در ساغر کنید توبه ای دیگر کنید یادی از آیین مستانی کنید عاشقان غوغا کنید یک نفس گر میتوان ساغر زدن
توبه ها را بشکنید آمد بهاران! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/01/21ساعت 7:53 توسط فردین |
|
|
باران که می بارد تو می آیی باران گل باران نیلوفر باران مهر و ماه آئینه باران شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد غصه می سوزد شب می گدازد سایه می میرد تا عطر آهنگ تو می رقصد تا شعر باران تو می گیرد
از لحظه های تشنه دیدار تا روزهای با توبارانی غم می کُشد ما را تو می بینی دل می کِشد ما را تو می دانی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/16ساعت 7:45 توسط فردین |
|
|
1-از جلوي چشام خفه شو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/01/13ساعت 8:31 توسط فردین |
|
|
هر وقت در زندگي زمين خوردي, چيزي
از زمين بردار.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/26ساعت 7:22 توسط فردین |
|
|
توی لحظه های من ، و قتی که تنـــهام ، منــــــو قصــــه ، حرفـــا داریــــم آخــه با هــــم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/11/18ساعت 7:47 توسط فردین |
|
|
در عجـبم از مردمي که خـود زير
شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند،
و بـــــر حسيني مي گريــــــــند
که آزادانه زيست و آزادانه مرد.
شريعتي |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/13ساعت 8:0 توسط فردین |
|
|
هرشبنمي دراين باغ جام جهان نمايي است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/10/23ساعت 7:24 توسط فردین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/21ساعت 7:54 توسط فردین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/09/27ساعت 6:44 توسط فردین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/09/17ساعت 6:28 توسط فردین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خـدایـا مـرا آن ده کـه مـرا آن بـه
باران که می بارد تو می آیی بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر باران ِمهر و ماه و آئینه بارانِ شعر و شبنم و شبدر باران که می بارد تو در راهی از دشتِ شب تا باغِ ِ بیداری از عطر عشق و آشتی لبریز..... با ابر و آب و آسمان جاری از لحضه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی غم می کُشد ما را تو می بینی دل می کِشد ما را تو می دا نی..... |
| پیوندهای روزانه |
|
دوربین های زنده خداحافظ چشات گفتن که بشکن... رسم رفاقت کازابلانکا دوباره... شینیلی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|